۲۲ دى ۱۳۸۸
آشوب و رویای دریا از نگاه دو عکاس
در عکاسی هستند لحظههایی که پتانسیلی فراتر از ذات عکاسی را بر دوش میکشند، در برخورد با این عکسها این گویی دیگر لحظه فریز شده نیست که مخاطب را پای عکس نگه می دارد، که حرکت، جوشش، و اکشنی در عکس هست که ظرفیتهای آن را از ثبت کسر ثانیهای عکاسی بزرگتر می کند. لحظههایی که به اتفاق ِ تبدیل شده به یک «آن»، هویتی فراتر از عکس میدهند و ما را با تداومی روبرو میکنند که اگرچه ممکن است در ذات عکس نباشد، اما باری به مدد احساس مخاطب، این تداوم در اثر ایجاد میشود. یعنی عکس به مثابه سینما. به مثابه فیلم متحرک. اما با این تفاوت که پس و پیش این «آن» ِ عکاسانه در ذهن مخاطب ساخته میشود نه روی صفحه حساس سنسور!
با این مقدمه بد نیست به عکسی بلغزیم که «موقعیت صحنه» مهمترین ویژگی آن است.
عکس قایقی سرگردان را در میان دریایی ناآرام نشان می دهد که سرنشینان آن در پی جستجوی ساحلی آراماند.
رویای دریا - عکس: سید مجتبی خاتمی
اینکه قرار گرفتن در چنین موقعیتهایی را باید به بخت بلند عکاس نسبت داد یا نه، مقولهای است که آن را در کشورمان و نزد عکاسان، زیاد میشنویم. شخصا بر این باورم که چیزی به نام «بخت» نمیتواند در عکاسی نقش داشته باشد، آنچه مهمتر است مدیریت صحنه و توانایی تسلط بر چنین موقعیتی از سوی عکاس است، که آن را به سادگی هدر ندهد و این عکاس باشد که بر صحنه غلبه میکند نه صحنه بر عکاس. چرا که در عکاسی معاصر با مولفههایی روبرو هستیم که نوعی «تملک موضوع و محیط شدن عکاس را بر موضوع ثبت شده» یادآوری میکند، و از عکاس بهعنوان یک کارگردان صحنه نام می بَرد. پس در چنین تعریفی بسیاری از مولفهها چون میزانسن، دکوپاژ و فضاسازی نقش اساسی را بازی میکنند. عناصری که در این عکس نیز به سادگی حضور دارند و عکاس در به کارگیری آنها در جهت انتقال احساس صحنه به خوبی عمل کرده است.
عکس سید مجتبی خاتمی بیدرنگ ما را به یاد عکسی از مجموعه The life boatman اثر Francis James Mortimer در سال 1911 میاندازد که در آن عکس نیز قایقی سرگردان با چهار سرنشین در سمت راست قاب و در میان امواج سهمگین دریا گرفتار آمده است، اما دیگر ویژگیهای عکس سید مجتبی خاتمی از این قرارند:
زاویه دید
پس از موقعیت منحصر به فرد، این «زاویه دید» است که در این عکس نقش مهمی را ایفا میکند. دیدن موضوع از زوایای مختلف منجر به ایجاد پرسپکتیوهای مختلف از موضوع میشود که در تجسم موضوع و ایجاد احساس در مخاطب تاثیر زیادی دارد.
این عکس از زاویه دیدی خاص بهره میگیرد. خاص از آن جهت که انتخاب زاویهای با خصوصیات Low angle در چنین موقعیتی بعید و دشوار مینماید و سوالاتی را در عکس ایجاد می کند که همان رمز و راز عکس و تواناییهای تکنیکی عکاس را نمایش می دهد. سوالاتی چون: « عکاس کجا بوده است؟» یا «چگونه از چنین زاویهای به صحنه نگریسته است؟» و اصلا اینکه «در چنین زاویهای چگونه توانسته است بر دوربین مسلط باشد؟»
این زاویه Low angle در میان امواج علاوه بر افزودن حرکت در صحنه و تقویت Act در آن موجب تشخص بخشیدن به موضوع اصلی (قایق و سرنشینان آن) شده و نقش مهمتر آن در بزرگنمایی وجه تجسمی امواج است که اینجا به خوبی در خدمت رویداد قرار گرفته و قایق را به صورت نقطهای کوچک در میان خطوطی متعدد جای داده است.
پردازش دیجیتال
عکس از پردازش دیجیتال بهره برده است. عکاس برای تقویت فضای صحنه از فیلتری استفاده کرده که بافت عکس را تلطیف کرده و موجب شده است احساسی شبیه دیدن یک «خواب» در تماشاگر ایجاد شود.
این پردازش نرم افزاری اگرچه در بخش جلویی تصویر به حجم تار امواج آسیب رسانده و فورگراندی نه چندان زیبا را در عکس ایجاد کرده، اما برای موضوع اصلی مفید واقع شده است. استفاده از ماسک در فیلتر کردن قایق و آسمان – و نه امواج – میتوانست نتیجه بهتری را در پروسس پس از ثبت ایجاد کند.
سازمان دهی تصویر
عکس از گمشدن سرنشینان قایقی کوچک در امواج میگوید. سازماندهی تصویر بر اساس حضور فضای منفی بسیار زیاد در مقابل فضای مثبت بسیار محدود و کوچک شکل گرفته است.
نکته خوب، پنهان کردن افق دید توسط امواج در فورگراند است که هر گونه نظم و امید را از صحنه سلب کرده است ( خط راست افق در صورت ثبت، معنای امید و نجات را در عکس ایجاد میکرد). از طرف دیگر خطوط نامنظم برخاسته از قایق (پاروهای چوبی) بر ناپایداری موضوع صحه میگذارند.
نسبت ِ به کار رفته برای قایق در مقابل فضای اطراف، نقطه در فضایی خالی است. این نسبت یک تنش فضایی را در عکس ایجاد میکند. چرا که قایق به عنوان نقطه سیاه ( آموزههای کاندینسکی بزرگ ) یک بی تعادلی شدید را در سطح ایجاد کرده است و خطوط باریک (امواج) به نقطه سیاه (قایق) تعادل میبخشند. پس قاب در عین انتقال بی تعادلی از تعادلی پنهان برخوردار است و از این بابت از ترکیبی صحیح بهره برده است.
اما انتخاب قاب افقی یا عمودی؟
قاب عمودی اگرچه پویاتر از قاب افقی است اما بر ارتفاع، ایستایی و نظم دلالت دارد و اگر عکاس قاب افقی را برای عکس خود برگزیده بود، بر احساس صحنه، وسعت دریا و ابعاد این گمشدن می افزود.
نکته دیگر در مورد سازماندهی تصویر، انتقال حس حرکت و شناور بودن قایق است که عکاس از پس آن به خوبی برآمده است، چرا که دیدن اشیا در حرکت، بدون تصور یک زمینه برای آنها امری بسیار سخت است، و در چنین تصویری که المان های تصویری به شکل عجیبی کاهش یافتهاند انتقال حرکت تنها بواسطه نسبت نقطه به خطوط نامنظم و تنش فضایی میسر شده است.
بررسی تطبیقی عکس Francis James Mortimer و عکس سید مجتبی خاتمی
نگاه عکاسان در دورههای مختلف نسبت به موقعیتها و موضوعهای مشابه یکی از جذابیتهای تکرار تاریخ در دهههای مختلف است.
آنچه شباهتهایی را میان این دو عکس ایجاد میکند نگاه عکاسانه این دو عکاس در فاصلهای یک قرنی به این موضوع است که بر قرابتهای نگاه در عکاسی صحه میگذارد. اینکه دو عکاس در دو مکان مختلف برای القای حس صحنه، از الفبایی مشترک و صحیح بهره جستهاند و هر دو برای نمایش سرگردانی و گم شدن در میان امواج از نسبتهای پرسپکتیوی یکسان برای موضوع اصلی (قایق) بهره جستهاند.
the wrek - Photo by: Francis James Mortimer
اما این دو عکس تفاوتهایی نیز دارند که این مساله بر تحلیل منفرد هر عکاس بر موضوع دلالت می کند.در عکس Francis James Mortimer زاویه دید از داخل قایقی دیگر و با جای دادن سرنشینان این قایق در قاب ایجاد شده است و نمایی Over shoulder را ایجاد کرده است، اما در عکس سید مجتبی خاتمی قایق حامل عکاس در قاب نیست، و از این بابت تمام راههای نجات سرنشینان قایق در این عکس بسته است. در عکس Francis James Mortimer قاب افقی برای بیان این گمگشتگی انتخاب شده اما سید مجتبی خاتمی قاب عمودی را برای انتقال این احساس، مناسبتر دیده است. عکس Francis James Mortimer از کنتراستی بالا برخوردار است، اما سید مجتبی خاتمی فضایی تلطیف شده را برای اثر خود ایجاد کرده است، و از این بابت Francis James Mortimer بر آشوب و سید مجتبی خاتمی بر وجه رویاگونه موضوع تاکید میکنند.
هدف و موخره
عکس در میان آثار «سید مجتبی خاتمی» عکاس فعال خراسانی اثری بی همتا است. مرور آثار او نشان میدهد هرگاه عکاس به مفاهیم ذهنی روی آورده است دست به خلق ترکیبهای بکری زده است و پختگی و تسلط تکنیکی وی بر ابزار در این نوع عکسها بیشتر به چشم میآید. هرگاه به نگاه تجریدی نزدیک شده، آثاری درخشان خلق کرده که نوعی بیان شخصی را در این آثار نمودار میکند. بیان و لحنی که در عکس های مستند اجتماعی او نمیتوان یافت، و نگارنده بر این باور است که دنیای سید مجتبی خاتمی دنیایی صرفا شاعرانه و تجریدی است، حتی اگر دیگران مجموعه آثار او را در این سالها منتسب به این سبک ندانند.
با این مقدمه بد نیست به عکسی بلغزیم که «موقعیت صحنه» مهمترین ویژگی آن است.
عکس قایقی سرگردان را در میان دریایی ناآرام نشان می دهد که سرنشینان آن در پی جستجوی ساحلی آراماند.
رویای دریا - عکس: سید مجتبی خاتمی
عکس سید مجتبی خاتمی بیدرنگ ما را به یاد عکسی از مجموعه The life boatman اثر Francis James Mortimer در سال 1911 میاندازد که در آن عکس نیز قایقی سرگردان با چهار سرنشین در سمت راست قاب و در میان امواج سهمگین دریا گرفتار آمده است، اما دیگر ویژگیهای عکس سید مجتبی خاتمی از این قرارند:
زاویه دید
پس از موقعیت منحصر به فرد، این «زاویه دید» است که در این عکس نقش مهمی را ایفا میکند. دیدن موضوع از زوایای مختلف منجر به ایجاد پرسپکتیوهای مختلف از موضوع میشود که در تجسم موضوع و ایجاد احساس در مخاطب تاثیر زیادی دارد.
این عکس از زاویه دیدی خاص بهره میگیرد. خاص از آن جهت که انتخاب زاویهای با خصوصیات Low angle در چنین موقعیتی بعید و دشوار مینماید و سوالاتی را در عکس ایجاد می کند که همان رمز و راز عکس و تواناییهای تکنیکی عکاس را نمایش می دهد. سوالاتی چون: « عکاس کجا بوده است؟» یا «چگونه از چنین زاویهای به صحنه نگریسته است؟» و اصلا اینکه «در چنین زاویهای چگونه توانسته است بر دوربین مسلط باشد؟»
این زاویه Low angle در میان امواج علاوه بر افزودن حرکت در صحنه و تقویت Act در آن موجب تشخص بخشیدن به موضوع اصلی (قایق و سرنشینان آن) شده و نقش مهمتر آن در بزرگنمایی وجه تجسمی امواج است که اینجا به خوبی در خدمت رویداد قرار گرفته و قایق را به صورت نقطهای کوچک در میان خطوطی متعدد جای داده است.
پردازش دیجیتال
عکس از پردازش دیجیتال بهره برده است. عکاس برای تقویت فضای صحنه از فیلتری استفاده کرده که بافت عکس را تلطیف کرده و موجب شده است احساسی شبیه دیدن یک «خواب» در تماشاگر ایجاد شود.
این پردازش نرم افزاری اگرچه در بخش جلویی تصویر به حجم تار امواج آسیب رسانده و فورگراندی نه چندان زیبا را در عکس ایجاد کرده، اما برای موضوع اصلی مفید واقع شده است. استفاده از ماسک در فیلتر کردن قایق و آسمان – و نه امواج – میتوانست نتیجه بهتری را در پروسس پس از ثبت ایجاد کند.
سازمان دهی تصویر
عکس از گمشدن سرنشینان قایقی کوچک در امواج میگوید. سازماندهی تصویر بر اساس حضور فضای منفی بسیار زیاد در مقابل فضای مثبت بسیار محدود و کوچک شکل گرفته است.
نکته خوب، پنهان کردن افق دید توسط امواج در فورگراند است که هر گونه نظم و امید را از صحنه سلب کرده است ( خط راست افق در صورت ثبت، معنای امید و نجات را در عکس ایجاد میکرد). از طرف دیگر خطوط نامنظم برخاسته از قایق (پاروهای چوبی) بر ناپایداری موضوع صحه میگذارند.
نسبت ِ به کار رفته برای قایق در مقابل فضای اطراف، نقطه در فضایی خالی است. این نسبت یک تنش فضایی را در عکس ایجاد میکند. چرا که قایق به عنوان نقطه سیاه ( آموزههای کاندینسکی بزرگ ) یک بی تعادلی شدید را در سطح ایجاد کرده است و خطوط باریک (امواج) به نقطه سیاه (قایق) تعادل میبخشند. پس قاب در عین انتقال بی تعادلی از تعادلی پنهان برخوردار است و از این بابت از ترکیبی صحیح بهره برده است.
اما انتخاب قاب افقی یا عمودی؟
قاب عمودی اگرچه پویاتر از قاب افقی است اما بر ارتفاع، ایستایی و نظم دلالت دارد و اگر عکاس قاب افقی را برای عکس خود برگزیده بود، بر احساس صحنه، وسعت دریا و ابعاد این گمشدن می افزود.
نکته دیگر در مورد سازماندهی تصویر، انتقال حس حرکت و شناور بودن قایق است که عکاس از پس آن به خوبی برآمده است، چرا که دیدن اشیا در حرکت، بدون تصور یک زمینه برای آنها امری بسیار سخت است، و در چنین تصویری که المان های تصویری به شکل عجیبی کاهش یافتهاند انتقال حرکت تنها بواسطه نسبت نقطه به خطوط نامنظم و تنش فضایی میسر شده است.
بررسی تطبیقی عکس Francis James Mortimer و عکس سید مجتبی خاتمی
نگاه عکاسان در دورههای مختلف نسبت به موقعیتها و موضوعهای مشابه یکی از جذابیتهای تکرار تاریخ در دهههای مختلف است.
آنچه شباهتهایی را میان این دو عکس ایجاد میکند نگاه عکاسانه این دو عکاس در فاصلهای یک قرنی به این موضوع است که بر قرابتهای نگاه در عکاسی صحه میگذارد. اینکه دو عکاس در دو مکان مختلف برای القای حس صحنه، از الفبایی مشترک و صحیح بهره جستهاند و هر دو برای نمایش سرگردانی و گم شدن در میان امواج از نسبتهای پرسپکتیوی یکسان برای موضوع اصلی (قایق) بهره جستهاند.
the wrek - Photo by: Francis James Mortimer
هدف و موخره
عکس در میان آثار «سید مجتبی خاتمی» عکاس فعال خراسانی اثری بی همتا است. مرور آثار او نشان میدهد هرگاه عکاس به مفاهیم ذهنی روی آورده است دست به خلق ترکیبهای بکری زده است و پختگی و تسلط تکنیکی وی بر ابزار در این نوع عکسها بیشتر به چشم میآید. هرگاه به نگاه تجریدی نزدیک شده، آثاری درخشان خلق کرده که نوعی بیان شخصی را در این آثار نمودار میکند. بیان و لحنی که در عکس های مستند اجتماعی او نمیتوان یافت، و نگارنده بر این باور است که دنیای سید مجتبی خاتمی دنیایی صرفا شاعرانه و تجریدی است، حتی اگر دیگران مجموعه آثار او را در این سالها منتسب به این سبک ندانند.
قایق حامل عکاس و دیگر عکاسان - با سپاس از استاد محمد رضا امتنانی برای در اختیار قرار دادن این عکس
سلام استاد عزیز سپاسگذارم که با توجه به مشغله کاری از طریق این وبلاگ هر روز دریچه ای را برای ما می گشایید. شاد و تندرست باشید.
با سلام ... استاد عزیز نکته آموزشی جالب و تحلیل خوبی بود . ممنون از شما که همواره عاشقانه دانسته هایتان را با دیگران به اشتراک می گذارید . موفق باشید . با احترام صاحب الزمانی
سلام .ممنون از کلاس مختصر و مفیدتون و عجب عکسی گرفتن جناب خاتمی عزیز !
سلام استاد. درگذشت پدر مهربان واستاد بزرگ وار بهمن جلالی را تسلیت عرض مینمایم. از عکسها لذت بردم .
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: ممنونم آقای بشارتی برای تسلیتان. ضایعه دهشتبار و عظیمی است فقدان معلم بزرگمان بهمن جلالی.
عکس زیباست .... ای کاش این جلسه از کلاس رو از دست نمی دادم . به شدت افسرده شدم از این موضوع
عکس فوق العاده بود. ممنون آقای خاتمی و ممنون از شما استاد علایی عزیز.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: ممنون خانم غضنفری از کامنت و اطلاع رسانی تان در مورد جشنواره ملی عکس مشهد:
http://ghz.blogfa.com/post-206.aspx
بهتره بگم استاد. ببخشید سلام استاد من از کلاس مجازی شما خیلی استفاده می کنم.واز شما تشکر می کنم به خاطر این کلاس. استاد من چند تا عکس تو وبلاگم گذاشتم خوشحال میشم نظرتان را بدانم . (روزی ما نیز نقاشی می شویم)
سلام آقای علایی. زمانی که دقت، ظرافت و ریزبینی با پشتبانه علمی و محتوایی همراه حس سرشار می گردد اثر هنری دیگری خلق می گردد در عرصه نقد و تحلیل آثار هنری. به شما استاد عزیز و دوست خوبمان آقای خاتمی تبریک عرض می کنم.
از بعضی عکس ها لذت فراوان می برم بی آنکه بدانم چرا ...و بعضی نقدها برملا می کنند آن حس مبهم و رازآلود درونم را...سپاس که هستید و می نویسید و ... سلام !
بسیار آموزنده و خواندنی بود. با تشکر فراوان
استاد عزیزم آقای علایی! این وبلاگ برای من و خیلیهای دیگر حکم دانشکدهای را دارد که با طرح موضوع از سوی استاد و ایجاد بحث توسط دانشپژوهان، زمینهی فراگیری وسیع در حوزههای مختلف دانش عکاسی را پدید میآورد. از تو عزیز برای نگاشتن این نقد که موجب افزایش دانشام و تقویت انگیزه و اعتماد بهنفس در من میشود و نیز از همراهی عالمانه و خوب دیگر دوستان که چیزهای بیشتری را بهمن میآموزد نهایت تشکر و امتنان را دارم. آرزومند روزهای پربارتر و سرشارتر برای جامعهی عکاسیمان هستم.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: سید مجتبای عزیز. خوش حالم که یادداشت بدون رودربایستی من را آنقدر خوب درک کردهای که موجب انگیزه در تو شده است: کیارنگ علایی.
سلام و سپاس، آقای علایی بزرگوار- احتمالا سوءتفاهمی پیش آمده که مجبور به ارائه توضیح هستم - با تشکر از استاد عزیزم، جناب امتنانی، دوباره تاکید می کنم که نوشته من در این مورد، و در این مطلب، حکم "پارازیت!" داشته، مستقیما مربوط به رسانه عکاسی است، و نه عکس سیال سید دوست داشتنی. من موافق فاکتور شانس و اتفاق هستم، ولی این موضوع، کار را سخت تر می کند. علاوه بر نیاز به این فاکتور "ماهیتی"، باید که مسلط بر ابزار و دارای بینش عکاسانه باشیم تا از "اتفاق" حاصل، به بهترین شکل بهره برداری کنیم - بسیار کوچک تر ارائه نکات اخلاقی هستم، ولی جساراتا، باید عزیزانم را به این جمله، دعوت کنم: عبارات "ساده" را "سهل" نگیریم!
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: آقای بایرام نژاد عزیز. مباحثه و مکاشفه هرگز برای اهل آن موجب هیچ سوءتفاهمی نمیشود. من تقیدهای زیبای اخلاقی تو را میشناسم و میدانم که این توضیحات از سر همان وسواس اخلاقی است. از کامنت قبلی ات لذت برده و بر دانش من - و مخاطبان - افــزوده شد. سپاس دوباره: کیارنگ علایی.
سلام استاد علایی عزیز. هم عکس بسیار زیبای آقای خاتمی خیلی جالب بود و هم نقد شما بسیار تاثیر گذار بود در درک این عکس .
با سپاس از نقد بسیار جامع و مفید شما کیارنگ عزیز و دید عکاسانه سید نازنین در این عکس .
اما در خصوص فاکتور شانس و اتفاق و نظر موافق برخی عزیزان حداقل در مورد این عکس من نیز موافق شانس نمیباشم چون دقیقا بیاد دارم که این عکس حدود سه سال پیش در بندر ماهشهر توسط سید مجتبی خاتمی عزیز گرفته شد .
از قضا یکی از سرنشینان این قایق بنده بودم و آنسو تر در قایقی دیگر آقای خاتمی و حداقل پانزده نفر عکاس دیگر که از این قایق عکس میگرفتند.
اگر شانسی در کار بود دیگران هم باید چنین ثبتی را از صحنه میداشتند . برای شما کیارنگ خوب و سید عزیز آرزوی توفیق روزافزون دارم .
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: استاد ارجمند؛ جناب آقای محمد رضا امتنانی. از یادداشت و ریزبینی خوبتان سپاس گزارم: کیارنگ علایی.
نقدی فنی همراه با اثری به غایت زیبا و در خور توجه. با موخره نقد خواندنی شما کاملا موافقم.
درود و سپاس .
حالا معنی کامل این جمله را درک میکنم که "خوب عکس بگیر چون تو در هر لحظه یکبار هستی - شاید یک تجربه" ممنون از عکس بسیار زیبا و درس بسیار مفید
درود . اگر موضوع عکسها، طوفان و نا آرامی و از این دست عناوین باشد میتوان گفت که عکس دوم موفق تر است، چون در عکس اول علیرغم اینکه سعی در مخفی کردن سطح افق دریا ( که آرامی دریا را نشان میدهد) و القاء نا آرامی شده اما ما افق آرام را میبینیم . همینطور مردی که درون قایق براحتی ایستاده است ، نشان از آرامش دریا میدهد.پس عکس اقای خاتمی در واقع رویایی روی آب بدون المانهای آشوب و طوفان است و لی عکس دوم این المانها را دارد.گرچه من آن را نمیپسندم.و بدون دقت در عناوین ، عکس اول را بیشتر دوست دارم ، چون احساس میکنم کادر و ترکیب بهتری داری و بسیار شسته رفته تر است و چیزی کم یا زیاد ندارد.
با اینکه همیشه از این عکس آقای خاتمی خوشم می یومده اما نقد های شما همیشه به من کمک می کنه که بهتر لایه های مختلف عکس رو ببینم ... راستی هنوز سوال (عکس خلاقه ) همراه من است ...
هم عکس ها هم توضیحات جالب , دیدنی و خوندنی بود ممنون
سلام و ممنون از نقد زیباتان. تفسیر و نقد و مقایسه ی این آشوب و رؤیا ، افکار آشوبگرانه ی این روزهای من را وشاید خیلی های همسان من را ، به آرامش دوردست رؤیاگونه ام نزدیک تر می کند. کی این آرامش پرشور فرا می رسد ! ؟ ... مرسی
خواندن نقد های جامع و کامل شما ، کلاس درس خوبی برای بنده هست. عکس های جناب خاتمی را هم دیده ام و با گفته شما در پاراگراف آخر موافقم. با احترام...
ممنون کیارنگ عزیز برای تامل عکاسانه ات.در مورد کادر عمودی عکس اول به نظر من انتخاب درستی بوده و سهمی که عکاس به آسمان داده و آن محوی موجها در پیش زمینه به عکس رنگی از رویا داده است و حتا می توان خیال کرد که قایق بر تکه ای از ابر ایستاده است و هر چند عکس دوم با کادر افقی اش چشمگیر تر است ولی فرمی خبری می تواند د اشته باشد که ایرادی ندارد ولی به قوت عکس اول نیست با تاویلهایی که می تواند پیش روی بیننده بگذارد. با تو در مورد این که عکاس است که باید بر صحنه مدیریت داشته باشد کاملا موافقم.پاینده باشی رفیق نازنین.
سلام.. استاد.. نقد جالب بود.. به خصوص قسمت سازمان دهی تصویر.... ممنون از تلاش های شما... و خسته نباشید به شما و آقای خاتمی بزرگوار
به اقای خاتمی به خاطر این عکس تبریک میگم و البته توضیحات شما فوق العاده بودند.
سلام و درود بدون هیچ اغراقی باید بگویم از نقدهای مفید شما دارم می آموزم
بررسی تطبیقی بسیار آموزنده ایی بود خیلی لذت بردم. ممنون و خسته نباشید.
مقدمه تفسیرتان بقدری زیبا نگاشته شده که با وجود عدم موافقتم با طرز فکرتان، بسیار دوستش دارم! پیشتر هم عرض کرده بودم که نوشته های احساسی را بیشتر از نقدهای تکنیکی دوست دارم. در مورد شانس، جسارتا نظری سوء نظر شما دارم. (البته الان که مشغول ترجمه یک کتاب جدید هستم، با نویسنده ام هم نظرم و شاید که در آینده و با تجربیات جدید، نظرم به حدی -تنها حد کوچک- فرق کند) به قول پیتر استپن: عکاسی در موضع اتفاق، رسانه ای غیر قابل قیاس است - و تنها آن دسته از آثار عکاسی در زمره تصاویر منحصر به فرد قرار می گیرند که مرتبط با فاکتور شانس و اتفاق بوده اند. "شانس در عکاسی" که همچون دشنام تلقی می شود، در حالتی طعنه آمیز، موهبت عکاسی نیز هست؛ اگر شانس را همان اتفاق بنامیم. / البته نقل این مطلب، همچون پارازیت، و بهتر از حضور بدون نشان (ام) بود! بهترینها.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: آقای بایرام نژاد گرانقدر. از تامل و توسعه مطلب ممنونم. و برای تلاشهایت سپاس گزار: کیارنگ علایی.
واقعا عالی بود